اس ام اس,پیامک,جوک

اس ام اس عاشقانه,اس ام اس تولد,اس ام اس خنده دار,اس ام اس دلتنگی,اس ام اس زیبا,اس ام اس رفاقتی,اس ام اس دوست داشتن,اس ام اس دوستانه,اس ام اس احساسی,اس ام اس امیدواری,اس ام اس انتظار,اس ام اس ابراز علاقه,اس ام اس امید,اس ام اس انگلیسی,اس ام اس اونجوری,اس ام اس ادبی,اس ام اس انگليسي با معني,اس ام اس آشتی,اس ام اس آرزو,اس ام اس آرامش,اس ام اس آموزنده,اس ام اس آغوش,اس ام اس آرزوی خوشبختی,اس ام اس آشنایی,اس ام اس آزادی,اس ام اس آرزوی سلامتی,اس ام اس آنلاین,اس ام اس باحال,اس ام اس بی تربیتی,اس ام اس بی معرفتی,اس ام اس بوسه,اس ام اس برای دوست,اس ام اس بی ادبی,اس ام اس به سلامتی,اس ام اس به یاد بودن,اس ام اس بد,اس ام اس برای برادر,اس ام اس پدر,اس ام اس پشیمانی,اس ام اس پرسشی,اس ام اس پر معنا,اس ام اس پند آموز,اس ام اس پیام تبریک تولد,اس ام اس پریودی,اس ام اس پیشخوان,اس ام اس پدر و مادر,اس ام اس تنهایی,اس ام اس تیکه دار,اس ام اس تولدت مبارک,اس ام اس تسلیت,اس ام اس تولد دوست , اس ام اس تولد عاشقانه , اس ام اس تشکر , اس ام اس تبلیغاتی , اس ام اس ترکی , اس ام اس جدید , اس ام اس جدایی , اس ام اس جالب , اس ام اس جوک , اس ام اس جوك , اس ام اس جذاب


نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٧

از دوستانی که واسه شغل و مغازشون کارت چاپ میکنن،
خواهشمندم ضخامتش رو نازک تر بگیرن که راحت تر بره لای دندون :)




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

با دختره رفته بودم رستوران
نمکدونش از این پیچوندنیا بود
هی تکونش میداد ، نمک نمیومد !
خیلی آروم تو گوشش گفتم بپیچونش
اونم اول یه نگاه به دوروبرش کرد
بعد نمکدونو گذاشت تو کیفش :|
دکترا قطع امید کردن !!




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

ﺑﯿﺎﺭ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ، ﺁﺏ ﭘﺮﺗﻘﺎﻟﺶ ﺧﻨﮏ ﺑﺎﺷﻪ !
.
.
.
ﺍﻟﮑﯽ ﻣﺜﻼ‌ ﺧﺪﻣﺘﮑﺎﺭﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺻﺒﺤﺎﻧﻣﻮ ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﯾﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﻍ :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

گلابی کیست ؟!
گلابی آدمی است که ۳ ساعت با او دردودل میکنی،
بعد میگه : چی بگم والا خودت بهتر میدونی :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

یه نصیحت :
هیچوقت گوشیه کسیو واسش درست نکنید !
تا یه سال هرچی بشه میگه تو کردی :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

توی زندگی ، پول هیچ ارزشی نداره !
جان ؟! خفه شم ؟! چشم :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

امروز روز جهانیه ماچه !
ولی خب به ماچه !
کسی که مارو نمیماچه :| :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

طرف برادرشو نصیحت میکرده میگه وقتی ازدواج کردی اقتدار داشته باش ، مثل من !
دیشب به زنم گفتم باید ساعت یازده آب گرم باشه ، اونم آبو گرم کرد !
داداشش گفت ساعت یازده آب گرم میخواستی چیکار ؟
گفت : آخه پوستم حساسه نمیتونم با آب سرد ظرف بشورم :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

کاش مثانه رو میشد قبل خواب درآورد
بعد ِ خواب پوشید :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

وقتی چیزیو گم کردی و مامانت نتونست پیداش کنه،
بدون واسه همیشه گم شده :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

من بدون تو میمیرم :(
البته صد سال دیگه :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢٢

مدرسه و درس و دانشگاه و کارای اداریو
باید مینداختن شب که همه بیدارن !
نه اینوقت صبح :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

میدونین هر دختری ک ازدواج میکنه اولین کسی که از دستش راحت میشه کیه؟
” حافظ شیرازی ”
ازبس فال میگیرن :lol:




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

یکی از دلایلی که تا حالا من ازدواج نکردم اینه که :
دلم میسوزه واسه اون بچه ای که من قراره تربیتش کنم :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

یه تبلیغ خوندم داغونم کرد
روغن مار ، صد در صد گیاهی :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

پشت سر یه مرد موفق یه زن زیبا هست
پشت سر یه زن زیبا یه مرد توانمنده
پشت سر یه مرد توانمند یه زن سن بالا
و پشت سر زن سن بالا یک پسر باهوش
و پشت سر پسر باهوش من هستم :|
پشت سر منم یکی زنبیل گذاشته رفته . . .
ببخشید تو صف نون سنگکی ام حوصلم سر رفته
گفتم دوستان رو معرفی کنم خدمتتون :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

گربه ها یجوری آدمو نگاه میکنن
که انگار همه چیو فهمیدن
الان هم میخوان برن به همه بگن :| :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

دیدین بعدازظهرا که آدم میخوابه
بعد یهو پا میشه چه حسی داره ؟!
مخصوصا اگه هیچکی خونه نباشه
لامصب اصن معلوم نیس شبه ؟
روزه؟ امروزه؟ فرداست؟ دیروزه ؟!
همه مردن تو زنده موندی ؟!
تو مردی همه زنده موندن ؟!
خلاصه که خیلی حس بدیه :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

هر کسی باید تو زندگیش یه نفر رو داشته باشه
که وقتی نگاش میکنه دلش یه جوری بشه . . .
من به گوجه سبز یه همچین حسی دارم :oops:




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

یه گودزیلا داریم خعلی منطقیه
اومده میگه: بابا اسباب بازی برام میخری یا تا فردا گریه کنم ؟! :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩٤/٢/٢۱

آرامش و راحتی امروزم
حاصل تنبلی و درس نخوندن دیروزمه !
اگه اون موقع خوب درس خونده بودم
الان دکتر شده بودم وقت نداشتم سرمو بخارونم :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۳

ﺯﻝ ﺯﺩﻥ ب ﻳﻪ ﻧﻘﻂﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﭼﺎیی ﺧﻮﺭﺩﻥ
اﺯ ﺧﻮﺩ ﭼﺎیی ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﭽﺴﺒﻪ :)




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۳

مورد داشتیم اسید پاشیدن به صورت دختره
ولی هیچیش نشده
لامصب آرایش نیس که ، ایزوگام شـــــرقه ، نم پس نمیده :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۳

تو زندگیت مثل درخت فندق باش…
یادم نیس چرا ولی حالا تو باش ضرر که نمیکنی !!
دمت گرم :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۳

مرد باس واسه خانومش لواشک بگیره ^_^
بعد خانومشو ببنده به صندلی !
همه لواشک ها رو جلو چشماش بخوره :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۳

ساعت ۸ صبح همراه اول میخواد میلیونرم کنه :|
ساعت ۱۰ بانک پارسیان با اصرار میخواد یه لکسوس بهم بده :|
ساعت ۱۲ بانک پاسارگاد میگه بیا یه آپارتمان تو شمال تهران بهت بدیم :|
ساعت ۲ برنج آوازه اس داده که ۲۵۰ میلیون بهت بدم واست کافیه دادا ؟ :|
ساعت ۴ رب یک و یک گفت بیا یه سفر دور دنیا ببرمت حالشو ببری :|
ساعت ۶ دنت تصمیم گرفته ۳ تا از آرزو های بزرگ منو برآورده کنه :|
ساعت ۷ هم که از سر کار تعطیل میشم بی اعتنا به اس های رگباری همراه اول
که التماسم میکنه داداش بیا یه ۲۰ میلیون همینجوری بهت بدم !
دست میکنم تو جیبم ببینم کرایه تاکسی تا خونمو دارم یا نه !
بعد که میبینم ندارم راهمو میکشمو پیاده میرم خونه !
اینجور آدم قانع و چشم و دل سیریم من . . .
وگرنه واسه ما که ریخته :)




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۱

” دهن منو وا نکن “چیست ؟
تحدیدی تو خالیست
که معمولا با جمله “وا کن ببینم چه گـ  ــهی میخوای بخوری” خاتمه می یابد :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۱

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻋﺮﻭﺳﯽ ،
ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ :
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﮕﻠﯽ ، ﺩﻝ ﻣﯿﺒﺮﯼ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﻗﺼﯽ !!
ﻣﻨﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﻪ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﺭﻗﺼﯿﺪﻡ :lol:




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۱

ﮔﺮﻭﻩ ﻻﯾﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ . . .
ﺭﺿﺎ : ﺳﻼﻡ ﺑﮑﺲ
ﭼﺮﺍ ﮐﺴﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯿﺪﻩ ؟
ﺍﻭﮐﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ؟ ﺑﺎﯼ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺑﻌﺪ
ﺳﺎﻧﺎﺯ : ﭘﺨﺨﺨﺦ
ﻋﻠﯽ : ﺳﻼﻡ ﺧﺎﻧﻮﻡ
ﺣﺴﯿﻦ : ﺳﻼﻡ ﮔﻠﻢ
ﺣﺎﻣﺪ : ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ
ﻣﻬﺪﯼ : ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ
ﺟﻌﻔﺮ : ﺳﻼﻣﻤﻤﻢ
ﺍﺻﻐﺮ : ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ
ﻣﺤﻤﺪ : ﺳﻼﻡ ﺏ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻫﺖ
ﺍﺷﮑﺎﻥ : ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﯼ
ﻣﻬﺮﺍﻥ : ﺳﺴﺴﺴﺲﻻﻣﻤﻢ
ﺯﻫﺮﺍ : ﺳﻼﻡ ﺍﺟﯽ
ﺳﺎﻧﺎﺯ : ﺱ
واقعا واقعیته :D

 



نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۱

یه سری هم هستن هنوز رو ماشین ها میان می نویسن “لطفا مرا بشویید”
اینا آخرین بازمانده های نسل دایناسورها هستن …




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۱۱

دانشمندان هنوز نفهمیدن چرا ایرانیا;

وقتی یکی از جای دور بهشون زنگ میزنه با داد حرف میزنن :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۸

میدونین ﭼﺮﺍ ﺍﺳﻢ ﻫﻤﻪ ﺧﻤﯿﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺎ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﺲ؟ ﻣﺜﻼ ﻧﺴﯿﻢ، ﺷﺒﻨﻢ، ﭘﻮﻧﻪ؟؟؟
ﺣﺎﻻ ﺍﮔﻪ ﺍﺳﻢ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩ ﻣﺜﻞ ﻏﻼﻡ، خدا وکیلی ﺷﻤﺎ ﻣﯿﻤﺎﻟﯿﺪﯾﻨﺶ ﺑﻪ دندونتون؟
آقا یه غلام نعنایی بدین :lol:




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۸

مورد داشتیم شخصی توی عروسی مدعی شده غذا بهش نرسیده
داماد تقاضای ویدئو چک داده :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۸

ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻨﻮ چه قدر ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ؟
پسر: ﻗﺪ ﺩﻧﯿﺎ
ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﺮﺳﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ!
ﺣﺎﻻ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ “ﺩﻧﯿﺎ” ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ مخاطبه خاصشه :|




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۸

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺯ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪﺍﯼ ﻧﻮﺷﺖ :
“ﻣﻦ ﺧﻮﻧﻪ رو ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ …”
ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻓﺖ ﺯﯾﺮ ﺗﺨﺘﺨﻮﺍﺏ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪ
ﮐﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺒﯿﻨﻪ !
ﺷﻮﻫﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﺷﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺶ
ﺑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻮﺷﺖ،
ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ هنگام ﺯﻧﮓ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺼﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻩ :
ﺳﻼﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ ، ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺎﺳﺎﻡ ﻭ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺎﻡ ، ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺑﺎﺵ ﻓﺪﺍﺕ ﺷﻢ
ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ رفته پی کارش !
ﺍﻧﺸﺎﻟﻠﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﯾﺨﺘﺶ رﻭ ﻧﺒﯿﻨﻢ ، ﮐﺎﺵ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﻣﯿﺸﺪﻡ
ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺑﺎﺵ ﻣﻦ ﺗﺎ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﯿﺸﺘﻢ !
ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺯﯾﺮﻟﺐ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ
ﺯﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ میمرد ﻭ ﭘﺮﭘﺮ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺝ ﺷﻮﻫﺮﺵ
ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺑﺒﯿﻨﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﭼﯽ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﻧﻮﺷﺘﻪ …
ﺩﯾﺪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ، ﺧﻨﮕﻮﻝ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﮐﻒ ﭘﺎﯼ ﭼﭙﺖ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ !
ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ﻧﻮﻥ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ !!!




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۸

یه بار چینیه میشینه جلوى آینه
هرچى شکلت درمیاره تصویرش تو آینه تکون نمیخوره
بعد متوجه میشه آینه نیست، داداششه که روبروش نشسته
خخخخخخ :D




نویسنده: علی اسفندیاری - ۱۳٩۳/٦/۸

امروز صبح دختر عزیزی زنگ زده برای خرید بلیط کنسرت
گفت : چنده ؟ گفتیم : ۴۰ تومانی ، ۶۰ تومانی ، ۷۰ تومانی و …
گفت : اینا چه فرقی میکنن؟
گفتیم : بستگی داره که شما کجا بشینین!
گفت : ما ستارخان میشینیم :|