اس ام اس عاشقانه | اس ام اس جدید | پیامک زیبا
اس ام اس و پیامک عاشقانه,جدید,تولد,اس ام اس دلتنگی,اس ام اس خنده دار و فلسفی,جوک گوناگون,جوک مردان و زنان و... بخوانید.
کدهای اضافی کاربر :


نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۱٩

با دوستم رفتیم تالاب انزلی، میگه این مرغابیا پرواز کردن اومدن اینجا؟ پ ن پ نذر داشتن پا پیاده اومدن اینجا

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۱٥

با دوستم طبقه سوم بودیم میپرسه آدم از اینجا بیوفته زمین، میمیره؟ پـَـــ نــه پـَـــ بیوفته زمین هوا میره، نمی دونی تا کجا میره …

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۱۳

بعد از طلاقم دارم گریه میکنم... مامانم میگه دلت شکسته؟ ناراحتی؟ دوسش داشتی‌؟ میگم پ نه پ میخواستم یه بار دیگه صحنه غرق شدن تایتانیک براتون القاء بشه!!

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۱٢

پسر:بابا تو مرغداری کار پیدا کردم

بابا: به جوجه ها دونه میدی ؟

پسر: پ ن پ ... وقتی مرغ ها رو کشتن به جوجه ها دلداری میدم

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱

با دوستم طبقه سوم بودیم میپرسه آدم از اینجا بیوفته زمین، میمیره؟ پـَــ نــه پـَــ بیوفته زمین هوا میره، نمی دونی تا کجا میره …

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۱۱

تصادف کردم، طرف شاگرد از جلو تا عقب کلا مرخص شده. عکسشو به دوستم نشون دادم. میپرسه: تصادف کردی؟ پـَـ نــه پـَـ دادم صافکاری اینجوریش کرده که راحت تر بتونم بپیچم تو کوچه.

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۱٠

یارو چاقو خورده درحد بنز داره ازش خون میره، بردنش اورژانس، پرستار میگه؛ آمدین بستریش کنین؟ پ ن پ! آوردیم خون بده بریم!!

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٩

اولی : چی شده کوه ریزش کرده

دومی : پ ن پ کریس آنجلم میخواد کوه رو غیب کنه

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٩

پسر: بابا تو باغ وحش کار پیدا کردم پدر: به عنوان یک کارمنده ؟! پسر: پ ن پ به عنوان پلنگ

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٩

از حاج کمال به سید رضا . سید عراقی ها تو تیر رس هستند شلیک کنم سید : پ ن پ بزار بیان با صحبت حلش کنیم

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٩

دختر:ملوان زیل خودتی ملوان: پ ن پ ! میتی کمان هستم اومدم دنبال زبل

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٦

دیروز همه ی فامیلای بابام اینا اومده بودن خونه ی ما منم گفتم یه شعبده بازی بکنم مجلس گرم شه همه کف کرده بودن هی میگفتن چطوری این کارو کردی بعد اینکه همه ی حقه هارو گفتم برگشتن میگن اصلا جالب نبود آخه فک و فامیله داریم؟

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٦

دیروز ساعت 12 شب از سر کار اومدم خونه گوشیمم شارژ نداشتش خاموش شده بود!! دیدم خانوادیه نامزدم همه جمع شدن اونجا که کجا بودیا اینا بعد از 1ساعت باز پرسی ، مامان ازآشپزخونه بایه کیک اومده میگه تولدت مبارک!! آدم سکته میکنه آخه!! فک فامیله داریم!!

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

خوابیدم بابام میگه خوابیدی میگم په نه په مردم خودم زدم به خواب

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

نصف شب با جیغ از خواب پریدم. به داداشم میگم کابوس دیدم!خواب جن دیدم! می گه:آخیییی تو خواب ترسیدی؟ گفتم:پـَـَــــ نــه پـَـَــــ جنــه ترسید بیدار شدم واسش آب قند درست کنم..!!

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

یارو رفته دادگاه زنشو طلاق بده قاضی میگه:میخوای طلاق بدی؟

طرف میگه: پ ن پ یه گونی برنج خریدیم اومدیم با ترازوی عدالت وزنش کنیم

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

به مامانم میگم یه چیز بنداز رو بابا خوابه … میگه پتو خوبه؟ پ نه پ میز خوبه

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!

پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن…

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

از شنا برگشتم میگه چطور بود میگم خسته شدم میگه از شنا؟ میگم پ ن پ خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت / بس که ترانه خوندم و برگ زمونه برنگشت

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

مامور آمار اومده دم مجتمعمون. میگه اینجا همین ۴ طبقه هست ؟

میگم : پ ن پ ۵ طبقه اس. یه طبقه اش رو hidden کردیم ...

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

خربزه خریدم اومدم خونه،داداشم میگه خربزه است؟ میگم په نه په هندونه است داره مسخره بازی در میاره

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٥

کبوتر با کبوتر ، باز با باز ؟

پَ نَ پَ الاغ تک شاخ با مرغ مگس خوار سوسک آفریقایی با نهنگ سرچکشی !

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٤

یکی از اصحاب مشغول صرف غذا بود که شیخ از او پرسید آیا غذا میخوری؟ صحابی گفت بله. شیخ پرسید آیا گرسنه ای؟ صحابی گفت بله. شیخ پرسید آیا پس از صرف غذا سیر خواهی شد؟ صحابی گفت بله. شیخ شمشیر برکشید و صحابی را به دو نیم کرد. سپس فرمود به خدا قسم از ما نیست کسی که سه فرصت پ نه پ را از دست دهد...

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٤

به مامانم میگم دوستم تو اتوبان با پیکان تصادف کرده میگه چیزیش که نشده؟! پ ن پ ایربک پیکان درست عمل کرده در سلامتی کامله

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٤

عاقد:عروس خانم وکیلم ؟ عروس:پ ن پ تو این بی شوهری میرم گل بچینم !

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٤

رفتم سوپر مارکت گفتم:نوشابه قرمز دارید؟

گفت:همونی که پرتقالی رنگش نارنجیه؟

گفتم:پ....

گفت:پ نه پ درد،پ نه پ کوفت اصلا برو بیرون.

گفتم:اقا می خواستم بگم پنیر بدید لطفا یارو با هزار تا ببخشید ار دلم در اورد گفت:پنیر کیلویی میخوایی؟ گفتم:پ نه پ متری میخوام

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۳

چهار سال مونده کنکور بدم پسر خالم از پنچر گیری قطار ناکجا آباد در اومده مامانم هم همون موقع منو از لحاظ فحش آپدیت کرد!!ا خنگ کله پوک خپل گامبو!!ببین این رتبه شو. خاک توی سرت. فک و فامیله داریم؟؟

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/۳

با فک و فامیل ، نشستیم اسم و فامیل بازی کردیم،

دائیم برای میوه با “ی” نوشته ” یه کیلو خیار ” !!!!!!

همچین هم اصرار میکنه درسته که آدم شک میکنه حتما راست میگه …..

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٢

رفتیم خونه داییم عید دیدنی، خالم و خونوادش هم هستن. دختر خالم طفلی یه آرایش ساده در حد رژ و برق ناخن داره، بعد خواهر من کلی آرایش کرده و یه لاک و رژ صورتی جیغ هم زده. خالم برگشته جلو جمع به دخترش میگه: تو خجالت نمیکشی؟ اینم سر و وضعه تو داری؟ یه کم از دختر خالت یاد بگیر که چقدر سنگین و رنگین و خانومه!!!!

فکر کنم خالم کور رنگی داره!‌

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٢

به بابام میگم ایران به بحرین شیش تا زد ، میگه تموم شد؟

میگم پ ن پ پارتی بازی کردن شیش تا گل قبول نشد تا دقایقی دیگر شاهد ضربات پنالتی هستیم...

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٢

دیروز خونه عموم بودیم رفتیم بیرون خرید

دختر عموم گفت ای پاد داری

گفتم ای پاد نه ای پد

فک و فامیل داریم ما !!!؟؟؟!

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٢

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟ میگم:په نه په! من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٢

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن طرف میگه بفرستم واستون؟؟؟ میگم پ نه پ آپلود کن لینکش رو بده دانلود میکنم

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٢

برادرم دستش رو گذاشته رو پام می گم بمالم میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ زور آزمایی گذاشتم ببینم می تونی بشکنیش یا نه !!!

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٢/٢

رفتیم خونه فک و فامیل میگه پدر بزرگ خوبن ؟؟؟ می گم تقریبا 50 روز که فوت کرده میگه اا حتما اگهی فوتشون رو دیدم اخه فک و فامیله داریم؟؟؟

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱۱/٤

طنز،طنز خواب حافظ را دیدن،طنز جالب و خواندنی: نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس گفتم: سلام حافظ ، گفتا: علیک جانم گفتم: کجا روی؟ گفتا: والله خود ندانم گفتم: بگیر فالی گفتا: نمانده حالی گفتم : چگونه ای ؟ گفت: در بند بی خیالی گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱۱/٤

طنز پیرمرد تنها و پسرش،طنز حکیمانه،طنز قدرت اندیشه: پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود . تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱۱/۳
طنز خصوصیات و ویژگی های دختر ایرونی بسیار جالب و خنده دار،طنز کوتاه،طنز ،طنز جذاب،طنز خنده دار و باحال و خواندنی

ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱۱/۳

طنز،طنز کوتاه و خنده دار برخی نوشته های پشت ماشین سنگین ها در جاده بسیار جالب و خواندنی: اگه می تونی این تابلو رو بخونی یعنی فاصلت خیلی کمه فاصله رو رعایت کن!!!


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱۱/۳

طنز ضرب المثل های بروز شده باحال و خنده دار: اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند:


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱۱/۳

پس از مرگ یک میلیونر آمریکایی، معلوم شد که او تمام اموالش را به سه زن مسن که با او هیچ نسبتی نداشتند بخشیده است. در وصیتنامه مرد میلیونر آمده بود:" من در جوانی، به خواستگاری این سه خانم رفتم اما هیچ کدام درخواست ازدواجم را نپذیرفتند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱۱/٢

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند. یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱۱/۱

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢۸

معیارهای تشخیص نامهای دختران خوردنی باشد: مثل عسل ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپیده، سحر اسم جک و جونور باشد: اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا... حشره: مثل پروانه، چهارپا: مثل غزال اسم علف باشد: مثل ریحانه، پونه و...


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢۸

یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.ّ روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر* از او استقبال کرد: "خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه، چون ما به ندرت سیاستمداران بلندپایه و مقامات رو کنار دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر حال شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست..."


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٧

روزی، وقتی هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت که تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٧

دبیر زیست : عشق یک نوع بیماری است که میکروب آن از چشم وارد می شود .

دبیر دینی : عشق یک موهبت الهی است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٧

طنز - چگونه روشن فکر شویم؟

مواد لازم: شافی کاپ، پیپ، موسیقی کلاسیک، قهوه کلمبیا، کتاب شعر (حتما به زبان فرانسوی)، محاسن (به مقدار کافی)

روش کار: این روش خیلی روش خوبیه به این دلیل که تقریباً همه دخترا خیلی از پسرای تیریپ روشنفکر خوششون میاد! روشنفکر شدنم خیلی کارسخـتی نیست، کافیه چند تا اسم نویسنده و کارگردانی رو که تا حالا کسی اسمشونو نشنیده حفظ کنین و تو هر جمله ای که میگین، یه دو سه تاشو بندازین.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٧

طنز - کامپیوتر زن است یا مرد؟

تمامی زنها به دلایل زیر جنسیت رایانه را مرد دانسته‌اند:

... وقتی به آن عادت می‌کنیم گمان می‌کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستیم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٦

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٦

بس است فمینیست‌بازی! دست از سر کچل ما بردارید. آخر ما چه هیزمی به شما فروختیم (تر و خشکش پیشکش) که با ما اینجوری می‌کنید؟! چرا چشم دیدن ما را ندارید؟! فکر کرده‌اید چه مثلاً؟! آقایان نباشند دنیا بهشت می‌شود؟!


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٥

طنز خاطرات یک پزشک از بیماران خود

علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است

که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند

یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٥

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٥

بچه هایی که تا الان لایه کتابو باز نکردن و قصدم ندارن باز کنن به روش های زیر دقت کنن براشون انشاالله مفید خواهد بود!!!

۱.در یک آن برگتونو با بغل دستی عوض کنید. البته این در صورتی کاربرد داره که بغلیتون از این بچه …

طنز کوتاه و جالب و خواندنی(راه های تقلب)

..یا نباشه !


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٤

بهترین جوک جهان انتخاب شد . این جوک در بزرگترین طرح علمی پیرامون طنز انتخاب شده است قضیه از این قرار است که انجمن پیشبرد علم از کاربران اینترنت در سراسر جهان درخواست کرده بود که بامزه ترین جوکی که شنیده اند را برایش ارسال کنند. به گزارش رویتر 2 میلیون تن نظر دادند، این نظرات مشتمل بر چهل هزار جوک شد و جوک ها از هفتاد کشور جهان برای این انجمن ارسال شد. نتیجه انتخابات این جوک بود:


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٤

دو تا دانشجو توی یک کلاس خلوت(طنز)

توی یک کلاس خلوت --------------------- دو تا دانشجو اسیرن

دو تا بد شانس، دو تا تنها ---------------- یکیشون تو یکیشون من

قلب استاد مثل سنگه -------------------- سنگ سرد و سخت خارا

زده قفل بی صدایی ----------------------- به لبای خستۀ ما


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٢

طنز بهانه های پسرا برای دوست دختراشون,طنز جالب و خواندنی (بسیار خنده دار)

ده تا از بهترین بهانه‌های دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!

1- تو برای من مثل خواهر می‌مونی! (یعنی:خیلی زشتی!)


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/٢٢

طنز اجتماعی شپش پارتی در جیب دختران و پسران راجع به ازدواج های امروزی می باشد.

طنز راجع به ازدواج شپش پارتی در جیب جوانان  این روزها حال و هوای جوانان دم بخت همان دختران و پسرانی که با هزار امید و آرزو پله های موفقیت را یک خط درمیان در می نوردند دیدنی است، همان جوانانی که تا چند صباح دیگر بیشتر فرصت ندارند تا خود را جوان بنامند، همان بندگان بینوای خداوند که درگیر سیاسی بازی های مسئولین و بازی کثیف دلار بازی شده اند.همان هایی که از کودکی همه خطاب به والدینشان می گویند:«انشالله عروسی بچه هایتان»....

ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/۱٩

طنز جال و خنده دار راجع به زن ذلیلا

الهی! به مردان در خانه ات!

به آن زن ذلیلان فرزانه ات!

به آنانکه با امر روحی فداک!

نشینند و سبزی نمایند پاک!

به آنانکه از بیخ وبن زی ذیند!

شب و روز با امر زن می زیند!

به آنانکه مرعوب مادر زنند!

ز اخلاق نیکوش دم می زنند!

به آن شیر مردان با پیشبند!

که در ظرف شستن به تاب وتبند!

به آنانکه در بچّه داری تکند!

یلان عوض کردن پوشکند!

به آنانکه بی امر و اذن عیال

نیاید در از جیبشان یک ریال!


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/۱۸

طنز فال بدبختی بسیار جالب و خواندنی

فروردین: یا روز می میرند یا شب.

اردیبهشت: نه تنها قادر به پرداخت اجارهخانه خود نمی شوند بلکه از صاحب خانه خود پول دستی هم می گیرند.

خرداد: کارت تلفن تقلبی نصیبشان می شود.

تیر: به دلیل سوراخ بودن جیبشان 240 تومان از دست می دهند.

مرداد: دچار یک خود در گیری عجیب می شوند.

شهریور: کلید های خانه را گم می کنند.

مهر: به یک مسافرت خارجی می روند البته در خواب.

آبان: چک هایشان برگشت می خورد البته در بیداری.

آذر: لامپ تصویری تلویزیونشان می سوزد.

دی: در حالی که سوار اتوبوس هستند یکی از هم کلاسی های خود را سوار بر ماکسیما می بینند.

بهمن: همه دنیا روز تولدش را فراموش می کنند.

اسفند: جوهر خودکارشان بر پیراهنشان پس میدهد تا بیشتر از همیشه تابلو شوند.

منبع: مجله sms

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/۱٧

در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .

.

۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

.

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

.

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

.

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/۱٧

مدتی می شد که در آن شب تاریک پشت دیوار خانه شان قدم می زد و بی خبر بود از اینکه پسر خلاف همسایه مدتی است که او را زیر نظر دارد.

جوووون ، جیگرتو بخورم عجب رون و سینه ای .

پسر خلاف همسایه اینها را گفت و در یک چشم بر هم زدن پرید و او را سخت در آغوشش گرفت تا ببرد در جای خلوتی و به کام دل برسد.

و فردا پسرک همسایه، تمام روز در به در دنبال چاقترین مرغش می گشت !

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/۱٦

طنز - وقتی مردها می گویند یعنی... http://smms.persianblog.ir

مطالب طنز - وقتی مردها می گویند...یعنی...

برای من فرقی نمیکنه دیوار آشپزخونه چه رنگی باشه .

یعنی : تا وقتی که آبی، سبز، زرد، صورتی، مشکی، یشمی، خاکستری، عنابی، سفید و ... نباشه اشکالی نداره .

این یه کار، مردونه است .

یعنی : تو این کار هیچ منطق درستی نیست و تو هم سعی نکن دلیلی برایش پیدا کنی.

میخواهی تو درست کردن شام کمکت کنم؟

یعنی : پس چی شد این شام ؟ چرا رو میز آماده نیست ؟

چه فکر خوبی !

یعنی : این کار شدنی نیست و من کل روز رو برات کرکری می خونم و حالت رو می گیرم .

بله عزیزم یا حتما حتما

یعنی : این یکی اصلا معنی نداره و چون شرطی شده ام از دهنم پریده .

زنم منو درک نمیکنه ! یعنی : همه قصه ها و خاطره های منو شنیده و دیگه خسته شده .

ماجرایش طولانیه و سر فرصت برات تعریف می کنم .

یعنی : اصلا خودم هم نفهمیدم چی شد .

من اخیرا" خیلی ورزش می کنم .

یعنی : باتری کنترل از راه دور تلویزیون تمام شده.

دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم می مونه.

یعنی : تو هم که غذا رو می سوزونی.

کمی استراحت کن عزیزم خسته شدی! یعنی:

بابا این جارو برقی رو خاموش کن می خوام فیلم ببینم. چه جالب!

یعنی : آخ که چقدر حرف می زنی!

عزیزم مادیات در عشق ما هیچ نقشی نداره !!

یعنی : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش کردم و کادو نخریدم.

این واقعا" فیلم خوبیه !


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۱٠/۳

طنز علت های قبول نشدن در کنکور؟ باحال و کوتاه و خنده دار


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٩/۳٠

انواع بله گفت عروسها شامل: عروس زیادی مودب,عروس لوس,عروس مذهبی,عروس خارج رفته و..


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٩/۳٠

طنز باحال کوتاه,طنز خنده دار راجع خانم ها و اقایان,طنز راجع به مغز اقایون و خانم ها


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٩/٢۸

فکر میکنین پسرا و دخترا چه جوری نیمرو درست میکنن؟


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٩/٢٧

شوهر: سلام،من Log in کردم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٩/۱۳

اتل متل توتوله

این پسره سوسوله

.

موهاش همیشه سیخه

نگاش همیشه میخه

.

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٩/٧

عشق اشتراکی در کشورهای مختلف چی میشه,عاشقی در ایران چی میشه

طنز عشق و عاشقی در کشورها

.

.

توی ژاپن:

جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست .
توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه .


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٩/٧
طنز شوهر داری - طنز 10 مرحله زندگی پسرها
 
مراحل زندگی پسرها به 10 دوره تقسیم میشه، که شامل مراحل زیره :

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٤/۱

قبل از ازدواج:

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می‌خوای از پیشت برم؟

پسر: حتی فکرشم نکن!

دختر: دوسم داری؟

پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۸/۳

زندگی چیه ؟ زندگی عشقه، عشق چیه ؟ عشق بوسیدنه، بوسیدن چیه ؟ بیا اینجا بهت بگم!!!

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/۸/۱

یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم


دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟


آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم


ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٧/٢٧

شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده .سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد

1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟


الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال
آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد .

$$$$

$$

2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟

               
الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور
آن ازدانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست

$

$

$

$

 

1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید .                                                 
2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته میشود.

نتیجه اخلاقی : هرگز به ذکاوت خود مغرور نشوید و به دیگران نخندید .

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٧/٢٥

داستان,داستان طنز,داستان طنزکوتاه,داستان طنز دخترک باهوش

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت:
مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت:
چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می دی، می تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات ها خجالت می کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"
دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی شه شما بهم بدین؟"
بقال با تعجب پرسید:
چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می کنه؟
و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!
 

نویسنده: مسعود - ۱۳٩۱/٧/٢٢

             وقتی یه دست گل کوچیک تو خیابون نزدن!

تا حالا با توپ دولایه که لایش گشاد باشه بازی کردن ببینن از راگبی سخت تره ؟

تا حالا از این توپ دولایه سفتا خورده تو رونشون حس کنن قطع شده پاشون ؟

تا حالا توپشون رو شوتیدن زیر ماشین گیر کنه بگه فیسسسس بعد همه بچه ها فحششون بدن ؟

تا حالا توپشون افتاده تو جوب آب ببره دو پا برن تو جوب بیارنش ؟

تا حالا توپشون افتاده خونه همسایه تک بیارن کی بره زنگ بزنه ؟

تا حالا توپ دو لایه پیدا کردن از خوشحالی تا خونه روپایی بزنن ؟

تا حالا شده تو راه بقالی واسه خرید توپ پلاستیکی قرمز و سفید پول رو گم کنن اونوقت همونجا بشینن گریه کنن ؟

میدونن لیگ محله از بوندس لیگا مهمتره ؟

میدونن یعنی چی ساعتها پشت تیردروازه بزرگترا وایسادن تا بازیشون بدن یعنی چی ؟

میدونی دعوت بچه های محله بغلی واسه یه سه گله کم از یک لشگر کشی ناموسی نداشت ؟

دریبل تو گل می دونن چیه ؟ سانتر از جناحین تو یه کوچه ۶ متری دیدن ؟

اصلاً میدونن آقای اسماعیل آبادی چطوری توپ جر میداد ؟

شوت یه ضرب میدونن چیه ؟ دور نزدیک می فهمن کنایه از کدام ضربه بوده ؟

یه تیکه تو گل می دونن کی جایگزین پنالتی میشه ؟

یه پا ثابت موقع پنالتی میدونن اشارت به کدام پا داره ؟

تا حالا ژست دو پا ثابت موقع پنالتی گرفتن ؟

تا حالا موقع حمله به سمت دروازه با صدای بلند آهنگ فوتبالیستها خوندن ؟

میدونن داشتن تور دروازه برای گل کوچیک یه آپشن حساب میشد و مخصوص مایه دارا بود ؟

اوووه بخوام بنویسم یه کتاب میشه اندر احوالات گل کوچیک … آخه چی میفهمن اینا ؟!

 

نویسنده: مسعود - ۱۳٩٠/۸/٦

زن مدل هارد دیسک: همه چی یادش می‌مونه، تا ابد

زن مدل رم : از دل برود هر آن که از دیده برفت!
زن مدل ویندوز: همه می‌دونن که هیچ کاری رو درست انجام نمی‌ده، ولی کسی نمی‌تونه بدون اون سر کنه!
زن مدل اکسل: می‌گن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نیاز اصلی‌تون ازش استفاده می‌کنین!
زن مدل اسکرین سیور: به هیچ دردی نمی‌خوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمی‌ره!
زن مدل سِروِر : هر وقت لازمش دارین مشغوله!
زن مدل مولتی‌مدیا: کاری می‌کنه که چیزهای وحشتناک هم خوشگل بشن!
زن مدل سی‌دی درایو: هی تندتر و تندتر می‌شه!
زن مدل ای‌میل: از هر ده ‌تا چیزی که می‌گه، هشت‌تاش بی‌خوده! - [ ]

(نظر یادتون نره) 

 

نویسنده: مسعود - ۱۳٩٠/۸/٥

اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید
ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!


حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!

تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !

تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!

توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره

تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش

از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه

می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه

می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه


(نظر یادتون نره)

 

نویسنده: مسعود - ۱۳٩٠/۸/٤

 

شیکاگو: یک دست روی فرمان، یک دست بیرون پنجره

نیویورک: یک دست روی فرمان، یک دست روی بوق

بوستون: یک دست روی فرمان، روزنامه در دست دیگر، پا محکم بر روی پدال گاز

اوهیو: هر دو دست بر روی فرمان، هر دو پا روی پدال ترمز، قرار گرفتن در تیر رس تروریست ها

کالیفورنیا: هر دو دست روی هوا، قیافه گرفتن، هر دو پا روی پدال گاز، صورت چرخیده و مشغول صحبت با    کس که روی صندلی عقب نشسته

به ایران خوش آمدید: یک دست روی بوق، با دست دیگر مشغول دست دادن، یک گوش به موبایل، گوش دیگر مشغول شنیدن موزیک با صدای بلند، پا بر روی پدال گاز، چشمها به خانمهای کنار خیابان دوخته شده، صحبت با شخص دیگری که در ماشین بغل او در حرکت است.

نویسنده: مسعود - ۱۳٩٠/۸/۳

یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.ناگهانیک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی
دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیک Qm2در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فکر کرد و گفت: خب، این خیلی رمانتیکه ولی چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه که همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!! پری چوب جادوییش و چرخوند و.........
اجی مجی لا ترجی
و آقا 92 ساله شد!

 

نویسنده: مسعود - ۱۳٩٠/۸/۳

 

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که

 

کلمات کلیدی مطالب